خطايى ، على اكبر
168
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
گر بود در ماتمى صد نوحهگر * آه صاحب درد آيد كارگر و چون دشمن خطائيان خلق صحرائىاند قلماق و غيره و چند ماهه . . . « 1 » يك جانب خطاى را ايشان دارند و آن جانب را كه در مقابل ايشان است چند ماهه راه خندق بريدهاند و ديوار زدهاند و چندين هزار سال است چندين هزار لشكر خطاى درو كار كردهاند و مىكنند . « 2 » و سبب آنكه قلماق را آهن و يراق آن نباشد كه هربار تواند ويران كردن ، اگر هم كه جائى رخنه سازند زياده به خطاى نتوانند ضرر رسانيدن . زيرا كه در همهء اطراف و جوانب ميلهاست و ديدبانان آتش بردارند و خلق . . . كه به صحرااند ، يعنى در زراعتها همه واقف شوند و به شهرها و حصار . . . روند . و چون قلماق واگردد خطاى آن رخنه را چنان مضبوط كردهاند كه دگر بار نتواند از آنجا درآمدن . زيرا كه قاعدهء خطاى چنان است كه همهجاى كه دشمن است و راه يابد آنجاى را كل مسدود گردانند . و اگرچه عقل قبول آن مقدار ده روزه راه را احتياط كرديم و در كنار او رفتيم همچنان ديوار و خندق بود كه در كوه و صحرا مىرفت . خداى داند نهايتش را . و آنچنان كارها از لشكر خطاى عجب نبود . و از كارهاى عجايب لشكر خطاى آنكه خطاى را خطائيان مىگويند « 3 » در دوازده « 4 » هزار سال به اين كمال رسيده ، زيرا كه پيش خطائيان شب و روز محسوب است . مثل آنكه پانصد سال را هزار سال مىگويند و چندين « 5 » هزار سال را يك قرن و دوازده هزار قرن را دوازده هزار سال مىگويند . « 6 » و اصل بناى خطاى را دوازده « 4 » قرن است مىگويند و هر قرن او هزار سال ايشان معمور شده « 7 » و به اين كمال رسيده .
--> ( 1 ) - موارد نقطهچين به علت سياهى عكس قابل خواندن نبوده است ( 2 ) - از « و چندين هزار » تا آخر عبارت در نسخهء س 609 در اوائل « خاتمه » آمده است ( 3 ) - سها : « خطاى را ندارد » ( 4 ) - سها : سيزده ( 5 ) - سها : چنين ( 6 ) - سها : « از دوازده قرن » تا اينجا را ندارد ( 7 ) - سها : بود ( و ازين پس تا آخر جمله را ندارد ) .